حمد الله مستوفى قزوينى
297
ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى )
ز دينار چارصد به دو داد مَهر * زنانش فزون زاين نديدند بهر چو بهر پيمبر مر او را بخواست * همه ساز و ترتيبِ او كرد راست 6295 فرستاد او را بَرِ مصطفى * بدان عقد پذرفت سيّد ورا به حُكم نبى بود آن پاكتن * چنين تا نبى رفت از اين انجمن ز هجرت چل و چار چون گشت سال * گرفت آن زنِ پاكتن انتقال غزو خيبر در محرّم سنهء سبع هجرى ز هجرت چو شد سال هفتم پديد * ز يزدان به پيكار فرمان رسيد مه اوّلين گفت پروردگار : * « به پيكار خيبر برآراى كار 6300 نبى لشكر مؤمنان گِرد كرد * به خيبر روان شد به عزم نبرد سباع « 1 » عرفطه چنان چون سزيد * به شهر مدينه خلافت گزيد نبى رفت با لشكرِ نامدار * گرفتند قلعه سپه در حصار در آن ملك مانندِ خيبر دگر * نُبد هيچ حصنى به خشك و به تر به هم دربرآورده هفت قلعه بود * كزآن هريكى همبر هقعه بود 6305 يكى نام ناعِم ، قَمُوص آن دگر * سديگر كتيبه ، « 2 » خطابش ظفر چهارم شِقّ و پنجمين بُد نظام * وَطيح و سُلالِم دو ديگر به نام ده و پنج روز اين دلاور سپاه * مر اين قلعهها داشتندى نگاه نگشتى يكى با دگر رزمساز * بر آن هر دو شد كارِ كوشش دراز به نزديك غطفان « 3 » ز خيبر سپاه * در آن وقتشان بود آرامگاه
--> ( 1 ) ( ب 6301 ) . در اصل : سباع عريطه ؛ در سيرهء ابن هشام : نميلة بن عبد اللّه اللّيثى ، و هكذا سيرت رسول اللّه . در تاريخ طبرى : سباع بن عرفطة الغفارى . ( 2 ) ( ب 6305 ) . در اصل : كنننه . سيرهء ابن هشام هفت حصن از براى خيبر برشمرده است بدين قرار : ناعم ، قموص ، كتيبه ، شقّ ، نطاة ، وطيح ، سلالم . كه تنها اختلاف آن در نام حصن پنجمين است كه « نظام » مذكور در متن ظفرنامه را « نطاه » آورده است . در سيرت رسول اللّه ( متن مصحّح دكتر مهدوى ) هم آمده است كه خيبر پنج حصن دارد : ناعم ، قموص ، صعب بن معاذ ، وطيح ، سلالم . ( 3 ) ( ب 6309 ) . در اصل : عطفان .